الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )
68
صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )
نسبت به مجموعه قرآن است ؛ همانگونه كه درباره كتاب سيبويه و مزنى چنين قضاوتى داريم ؛ زيرا هر صاحب انديشهاى نسبت به جزئيات چنين كتابهايى نظرى دارد كه نسبت به مجموعه آنها دارد ؛ بهگونهاى كه اگر كسى بابى از نحو را در كتاب سيبويه يا مزنى داخل كند ، بلافاصله شناخته شده و از ديگر بابها تمييز داده مىشود و آشكار مىگردد كه بدان ملحق شده است و از اصل كتاب نيست و پرواضح است كه عنايت و توجه به نقل قرآن و ضبط و نگهدارى آن ، از ضبط و حفظ كتاب سيبويه و ديوانهاى شاعران به مراتب بيشتر و با خلوص مضاعفى همراه بوده است » . در پايان مىگويد : « هركس - اعم از اماميه و حشويه - با اين مطلب به مخالفت برخيزد ، به مخالفت ايشان اعتنايى نيست ؛ زيرا اين گونه مخالفتها - و نسبت دادن تحريف به قرآن - از سوى كسانى از اهل حديث صادر شده است كه به اخبار ضعيف - به گمان آنكه صحيح است - اعتماد نمودهاند . در حالىكه در مسائلى نظير قرآن كه صحت نقل آن معلوم و قطعى است به اين روايات مراجعه نمىشود » . « 1 » 4 . گفتار شيخ الطائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسى ( م 460 ) . مرحوم شيخ طوسى در مقدمه اثر جاويد خود تبيان مىگويد : سخن درباره زيادى يا كاستى در قرآن ، سزاوار اين كتاب - كه مقصود از آن علم به معانى قرآن است - نمىباشد ؛ زيرا احتمال فزونى در قرآن به اجماع مسلمانان باطل است و ظاهر مذهب مسلمانان نيز بطلان تحريف به نقصان است و آنچه به مذهب تشيع راستتر مىآيد همين است . چنان كه سيد مرتضى آن را مستدلّ ساخته و ظاهر روايات نيز با آن سازگار است . با اينحال روايات زيادى از عامه و خاصه به دست ما رسيده است كه مفاد آنها وقوع كاستى در بسيارى از آيات قرآن و جابجا شدن برخى از آيات است ؛ اما بايد دانست طرق اين گونه روايات ، آحاد بوده است كه نه موجب علم است و نه موجب عمل . از اينرو بهتر آن است كه از آنها اعراض كنيم و خود را از پرداختن به آنها فارغ سازيم ؛ زيرا تأويل آنها ممكن است » . « 2 »
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 15 ، در ضمن الفن الخامس ، و نيز ر . ك : سيد مرتضى ، الذخيره ، ص 364 - 361 . ( 2 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 3 . به زودى نحوه تأويل و توجيه روايات صحيح را خواهيم آورد .